خليجِ
هميشه فارس
وَ
بيهوده
مينديشيد که
او، روح وُ روانِ
ماست
عزيز
دريای
ايرانی خليجِ
پارسِ جاودانی
هميشه
گرم وُ
طوفانی به پايت،
خونِ ايرانی
تو را
هرگز نخواهيم
داد
وَ
اکنون، پارس
خليجِ ما خروشد در
ضميرِ ما
وَ با
امواجِ
غرانش بکوبد
دشمنِ خود را شعر
از عبدالرضا
حيدری
وطن
ماهی
آزاده دريای
عشق کوکب
آزاده دريای
جان
ای
قنار خوش
زبان، آوازه
خوان
ای تو
قدرتمند، ای
شير ژيان
ای
کوير لوت، ای
دشت نمک ای بلند
کوه دماوند،
ای تو البرز بلند
ای تو
جنگلهای زيبای
وطن
ای تو دريای
خزر، ای خليج پارسيان
ای تو
سيمرغ همه
ايران زمين ای
اهورای وطن،
ای نازنين
هر چه
خالق در جهان
نيک آفريد گرد
هم گرديده شد،
نامش نهاد
ايران زمين
از
خراسان تا
صفاهان تا
بلوچ از
خزر تا دامغانان
تا به شوش
از به
تبريز و
لرستان تا به
کُرد از جنوب
وُ مشرق وُغرب
وُ شمال
هر
سرايش آن، وطن
ناميده شد بر
غرور ملتش
افزوده شد
اينهمه
نيکی، در اين
خاک وطن افتخارِ
ملتی هست، بَس
کهن شعر از عبدالرضا
حيدری
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
وطنم
قسم
به توراتِ خدا قسم به
انجيلِ مسيح
قسم
به قرآنِ مجيد قسم به
زرتشتِ فقيد
قسم
وَ باز هم قسم به حرمتِ
کيان قسم
قسم
به آنچه هست و نيست قسم به
نطفه ای نفيس
قسم
به آن ديارِ خوب
که تا
به تن، جانی بپاست که تا قلم،
بدستِ ماست
که تا
دمی، به ما بجاست وطن، خدای
قلبِ ماست
وطن،
شعور وُ فهمِ ماست وطن، اميدِ
نسلِ ماست
ذليل،
نماند اين وطن چون عشقِ
او، در رگِ ماست
شعر
از عبدالرضا حيدری
جبهه
نجات( هم
پيمان با
اتحاد جهانی
ايرانيان هوادار
پادشاهی
پارلمانی)