تاريخ:
13.10.2004
ميگويند
که يک انسان،
حداکثر 20% از
توانايیِ مغزی-
فکری خود را
بکار ميبرد(
انيشتن) و
البته در
اينجا منظور
افرادِ روشن
انديش،
دانشمند و کاوشگر
هستند و اين
درصد، به
مراتب در ديگر
اقشار، برحسب
ميزان آموخته
ها و نياموخته
ها، کمتر است.
نميخواهم
مقايسه ای بين
پيشرفتهای
علمی و اجتماعیِ
کشورهای
مترقی جهان با
ايران را، جهت
کشف درصد
توانايیِ
فکریِ
ايرانيان در
مقايسه با
ديگران داشته
باشم، چون نه
غرورِ خودم که
ايرانی هستم،
اجازه ميدهد و
نه ميخواهم
شاهد حمله
خودخواهان و
متعصبينِ
نژاد پرست، که
فقط با اتکا
به اينکه ما
از فرزندان و
نوادگان کوروش
و داريوش
هستيم، ادعای
سروریِ
مخلوقِ جهان
را برای
ايرانيان
دارند، باشم.
به
اين دليل سعی کردم از
جنبه مساوات به
اين موضوع
بنگرم و به
خود تلقين
کرده و بزور بخورانم،
که ما
ايرانيان،
همگی
انسانهای روشنفکر
و دانشمندی
ميباشيم که 20%
از توانايیِ
نورونی- مغزیِ
خود را بکار
ميبريم؛ پس چرا
وضعيت ما چنين
است؟!!!
شايد
مشکل در
اينجاست که ما
کدام 20% را بکار
ميبريم و
ديگران کدام 20%
را.
آيا
نه اينست که
ما را و
يا
تواناييهای عقلانی
ما را
بيشتر به
مسائل جانبی
مثل مسائل دارالخلا
رفتن، طهارت
گرفتن، شفاعت
گرفت، تعصب داشتن،
خيال پرداز
بودن، مرده
پرست بودن، عزا
داری کردن،
قربانی کردن،
شمشير کشيدن،
خرافه پرست
بودن،
سودجويی و
سوءاستفاده
کردن و ....،
مشغول کرده
اند.
و
ميپرسم آيا
ميزان و
مقدار( کميت)
مهم است و يا کيفيت؟
و ما از کدام 20%
بهره ميبريم؟
هم
ميهنانم، تا
به رشدِ فکری
و آن درصدِ
مرغوب و مناسب
نرسيم، حتی
اگر بيش از
ميزان طبيعی، ولی
در جهتِ
ناشايست، مغز
خود را مشغول
کنيم، همين آش
هست و همين
کاسه.
انديشيدن
مهم نيست،
بلکه صحيح
انديشيدن است که
ميتواند
اثباتِ درجه
کمال و رشد
فکریِ ما
ايرانيان را
نشان دهد؛ بعضيها
شبانه روز فکر
ميکنند و می
انديشند که
چگونه به مقاصدِ
شوم و ارضاء
هوسها و
نيازهای
شخصیِ خود،
حتی به قيمتِ
زيرِ پا
گذاشتن و لگد
مال کردنِ
ديگران،
برسند و نمونه
واضح آن
جمهوری اسلامی
است.
آيا
رضايت در اين
نوع انديشيدن
داريد؟!!!!
ازينروست
که ايرانيانِ
اصيل،
نميگويند: انديشه،
گفتار و
کردار، بلکه
ميگويند:
انديشه نيک،
گفتار نيک و
کردار نيک.
هدف
از اين نوشتار
سخن درازی و
پر کردنِ صفحه
با لغات نيست،
بلکه پيامی
است تا از
خيال پردازی و
شعار خارج
شويم و با
برنامه ای
معقول و صحيح
و با يکديگر
چاره ای برای
نجات از
اسارتِ خرافه
گويانِ تازیِ
برهوت نشين
يابيم، تا
بتوانيم شاهدِ
نجاتِ
هميشگیِ خود
از چنگالِ
نادانیهايی که
ميهن و ملت را
قرنها به خطر
انداخته و
ويران کرده
اند، برسيم.