تاريخ: 17.08.2004

 

با درود

هم ميهنانم، هر فردی، حتی اگر گمنام، ذره ای و صفحه ای از تاريخ را مينويسد، ولی مردان بزرگ و ميهن پرستان، تاريخ را ميسازند و به آن شکوه ميبخشند.

بعضی، با عنوان اينکه آنچه در ايران ميگذرد، تقدير و يا قضا و قدر است و به دست مردم دگرگون نخواهد شد، سعی در توجيه سکوت خود دارند و دانسته و يا نادانسته و يا از روی ترس، با سکوت خود، هميار حکومت جنايتکاران در نگارش صفحه ننگ و سياه تاريخ ايران و بشريت ميشوند و به دليل اينگونه عصر حجر انديشی است، که در ميهنمان شاهديم که قدرت شيطان بر قدرت پروردگار فزونی يافته.

دليل اين نوع انديشه و شخصيت سياه  و يا چمدان قضا و قدر را در آغوش گرفتن، ترس از اسرار مخوف و يا ناباوری اين افراد به قابل شکست بودن جلادان حاکم است؛   نادانی و ترسی که  دستِ فروشندگان مرگ را باز ميگذارد.

شايد سکوت کرده ايد، چون ميترسيد و نميخواهيد با آنها بجنگيد، ولی آنان با ما و شما سرِ جنگ دارند و سکوت  و ترس هر ايرانی، به معنای تأييد و سهيم بودن با جنگ عليه خودتان، ميهن خودتان و آينده خودتان است.

هم ميهنم، بايد خود و خانواده خود و ميهنمان ايران را، تا زمانيکه چيزی برای نجات مانده، رها سازيم، چون هر روز از ادامه عمر رژيم به معنای ادامه غارت و چپاول ثروتهای ملی و بيشتر در فقر فرو رفتن و کشتار بيشتر مردم است.

هم ميهنانِ خموشم، تنبلی بس است، آستينها را بالا بزنيد و در کنار ديگر آزادگان، آنچه را از ميهن باقی مانده، نجات دهيد و خود را از اسارت سنتهای سياه و خرافه ای تازيان و دروغ و وقاحت ملايان رهانيده و سهيم در نگارش صفحه ای پر افتخار از تاريخ باشيد.

 

 دکتر عبدالرضا حيدری