موضوع:
بس است پرخاش به
ياران
تاريخ:
26.07.2004
پيوست:
------------
پيام اتحاد
بشنو
تو ای هم
ميهن راستين گشا آغوش
گرمت را
و فرياد
يکی گشتن بزن، بر بوم
و برزنها
ملايم تر
سخن گوييد و دوستان
را نرنجانيد
به يکديگر
نپرخاشيد و ياران
را مترسانيد
همه با يکدگر
باشيم و ذلت را فرو
پاشيم
يکی گشتن
بسا زيباست و ميهن
، چشم براه ماست
وچون، رذل
دشمن ايران به هرجا
در کمين ماست
سپرها را
بدست آريم و پرچمها ميندازيم
خروشان،
همچو آرشها اسيران
را رها سازيم
عبدالرضا
حيدری
برداشت
از گفتگويی هوشمندانه،
که مطالب را با
حاشيه و غير مستقيم
بيان ميکند، فقط
از سوی هوشمندی
ديگر ميسر است،
و البته شايد راهی
صحيح است برای
قابل تحمل تر کردن
بيان اشاباهات؛
ولی بعضيها برای
رضايت خاطر خود
و ارزاع غرور سياسی
خود، بيان به اصطلاح ناهنجاريها
و انتقادات و اعتراضها
را با لجن پراکنی
به ديگران به انجام
ميرسانند و بعد
از آشوب انگيزی،
بسيار خوشبخت و
خوشنودند.
هيچوقت
خوشبختی خود را،
بر بدبختی ديگران
برپا نکنيم.
برای
فرار از اين حماقت،
نبايد چشم ببنديم
و خود را در چاه
نادانی بيندازيم،
چراکه نادانی و
تعصب، خطر و قدرتی
بس عظيم و مخرب
است.
آنهايی
که فکر ميکنند
که سياستمدار بودن
به اين معناست
که بايد همه چيز
را بدانند و يا
برای همه چيز پاسخی
داشته باشند، سخت
در اشتباهند، چون
سياستمدار بودن،
با خدا بودن تفاوت
دارد و فقط پروردگار
همه چيز را ميداند
و اگر سياستمداری
معتقد است که همه
چيز را ميداند،
بگويد تا در مقابلش
تعظيم کنيم، چون
او خداست، و وجود
چنين سياستمداری
غير ممکن است.
تجربه
مستقيم کردن، غير
ممکن و غير معقول
و بسيار خطرناک
است، وصحيح آنست
که از تجربه های
ديگران نيز آموخت
و پند گرفت.
ممکن
است که بسيار مغرور
تر از آنيم که اين
حقيقت را بپذيريم.
ممکن
است که بسيار مغرور
تر از آنيم که بپذيريم
که آنچه را تاکنون
فريادش ميزديم،
فقط در حد شعار
بود و در عمل شايد
کار چندانی انجام
نگرفت.
همگی
شعار " اتحاد" سر
ميدهيم، ولی ممکن
است مغرور تر از
آنيم که دريابيم
که فقط شعار دادن
و يا شعار دروغين
دادن، نوازشی است
دروغين، بر گهواره
ای پر از درد؛ به
لبخندها توجه نکنيم،
چون در پشت چهره
ای لبخند زنان
و به ظاهر آرام،
دنيايی پر از درد
و رنج نهفته است.
به پيام
ميليونها انسان
چشم براه توجه
کنيم و حقيقت را
بپذيريم، هر چقدر
هم که تلخ باشد
.
عبدالرضا
حيدری