دوستان
و عاشقانِ دور
از ميهن
آزادی را
کسی به ما هديه
نميکند، بلکه بايد
آنرا بدست آوريم.
يکی از
خطرهای طولانی
شدن عمر رژيم،
عادت کردن به آوارگی ميباشد،
خطری که عاشقانِ
دور از وطن را تهديد
ميکند.
آيا برای
اینکه به اين دشواری گرفتار نشویم،
بيشتر از
- يا مبارزه
کنيم و با دشمن
بجنگيم؛
- يا بردگی،
بندگی و اسارت
را بپذيريم؛
- يا خودفروخته
و خائن باشيم.
"جبهه
نجات"، مبارزه را بر بندگی
و يا خیانت ترجيح
ميدهد؛
شما چطور؟
قبل از اينکه
واکنش و قضاوت
و پاسخی عجولانه
را شاهد باشيم،
اشاره ميکنم که
مبارزه
فقط به معنای
اسلحه بدست گرفتن
و نبرد مسلحانه
نيست، بلکه مبارزه
در زمينه های مختلف
و متفاوت و جنگ
افزارهای ديگری
نيز وجود دارد:
مبارزه فرهنگی، اقتصادی،
سياسی،
مطبوعاتی و ..... ،
و اگر خود را سربازان
رهايیِ ميهن می
پنداريم، هر سربازی
بايد در اين نبرد از آنچه بهتر
ميداند و از اسلحه
ای که بر آن مسلط
تر است، استفاده
کند و به جای بسوی
يکديگر هدف گرفتن،
دشمن اصلی را از
هر سو نشانه گيريم.
اين روشی
است که آزادی را
تسريع ميکند و
روزی خواهد آمد
که دستهای يکديگر
را گرفته و در ميدانها
و خيابانهای ايران
آزاد، سرود رهايی
و شادی سر خواهيم
داد؛ ولی
آيا عمر ما اکتفا
ميکند؟!!!!!!!
بابک
توکل (جبهه
نجات)