هم ميهنان،
اميدوارم که از
اين نوشتار نرنجيد،
چون آنانی که از
اين کلام ميرنجند،
حتماً کاسه ای
زير نيم کاسه دارند.
تا به کِی
بايد تحمل کرد
و چيزی نگفت؟!
سايه شک
و ترديدِ بعضی
نادانها، مبارزه
را به سکوت واميدارد
و اعتبار به خائنان
ميدهد.
خساست در
حمايت از آزادگان،
نشانه حقارت و
حماقت در تفکر
ميباشد.
آيا نمی
بينيم که هر روز
شمار طوطيان سخنگو
و ميمونهای مقلد
اسلامی، فضا را
بيش از پيش پر کرده
و چگونه اين حرامزادگان
سياسی به تلاتم
افتاده اند؟
بعد از بارندگی،
قارچهای بسيار
ميرويند که بسياری
از آنها سمی هستند
و در دوران کنونی
نيز راديوها وتلويزيونها
و گروههای به اصطلاح
سياسی بسياری،
همچون قارچهای
بعد از باران،
پا به عرصه مردم
فريبی گذاشته اند
ولی بسياری از
آنها سمی هستند
و متأسفانه هر
روز شاهد حضور
يکی بعد از ديگری
قارچهای اسلامی
در اين رسانه ها
و سايتهای اينترنتی
هستيم، ولی از
مبارزان اصيل،
سخنی در ميان نيست
و اين عامل به ابطال
کشانده شدن مبارزه
است.
شيرين عبادی،
مدنی، طبرزدی و
...... ، روز به روز شهرت
بيشتری ميابند
و سربازان خط مقدم،
در ادامه مبارزه
ميکنند و ناشناس
ميمانند. گناهکار کيست؟
گروهی نيز
کنار گود نشسته
اند و بدون اينکه
کاری بکنند، آرزوی
سقوط رژيم را دارند؛
خطاب به شما: بزرگترين
مجهولِ زندگی،
خودِ زندگی است
و اکتفای به قضا
و قدر کردن، به
معنای خود
را در دامِ اين
مجهولات انداختن
است و البته اينچنين
انديشه ای، درخورِ
يک عقلِ سليم نيست.
حتی اگر
عقل شما توانايیِ
درکِ مبارزه را
ندارد، حداقل با
رجوع به غريزه
حيوانیِ درونِ
خود، دريابيد که
دفاع برای زيست
و حيات، لزومِ
زندگيست. آيا از حيوانات
نيز، پست تر هستيد؟!!!!!
نرنجيد،
ولی بی انديشيد.
جبهه نجات(
گروه سياسی معتقد
به نظام پادشاهی)
دکتر عبدالرضا
حيدری