هم ميهنان
گرامی، عرايض اين
حقير را گوش کنيد
تماشاگرانِ
سياستهای مبارزاتی
برای رهايی ميهن،
يا تحسين ميکنند
و يا انتقاد؛ ولی
از عمل، خود را
دور ميدارند؛
اگر بهتر
از ديگران ميدانيد،
پس چرا کاری نميکنيد؟
خدا لعنت
کند آن کساني را
که اندیشه نيک- گفتار نيک- و کردار نيکِ ما ايرانيان
را، به تعصب و خشونت
و نادانی تبديل
کردند.
چون نميخواهم
جسارتی کنم و نميخواهم
بی ادب باشم، نميگويم
خجالت بکشيد، ولی
ميگويم بياييد
و با هم خجالت بکشيم
و شرممان باشد
از اينهمه نادانی.
به ايران
قسمتان ميدهم که
خويشتنِ خويش را،
با پرهيز از بی
غيرتی و بی تفاوتی
و بی وجدانی، از
لکه ننگ برهانيد.
بياييد،
بيشتر متحد شويم
تا جگر گوشه تک
تکمان، يعنی ميهن
در بند و داغدارمان
را زودتر از دست
سيه چهرگان بربريّت
برهانيم.
متأسفانه
شاهديم که يک دروغ،
هرچه بزرگتر و
کريه تر باشد،
راحت تر و آسانتر
پذيرفته ميشود،
ولی تکذيب آن و
بيان حقيقت در
آن مورد، توجهی
را بر نمی انگيزد
و بيانِ دروغ در
باور نادانِ ما،
به عنوان ابزار
پذيرفته شده و
نقش می بندد. ( چرا
بايد دروغ پرست
باشيم؟)
نشانه آن،
بزرگترين دروغهای
تاريخ ايران، يعنی
هذيانهای گفته
شده از سوی خمينی
و تصوير او در ماه
و موی او در قرآن
بود؛ دروغی
که اکثريت ما ايرانيانِ
زود باور را به
خيابانها آورد،
ولی اکنون بعد
از اثبات دروغ
بودن آنها، کسی
زياد توجهی نکرده
و سخنی به ميان
نياورده و يا از
آن پند نميگيرد.
و هم اکنون،
نمونه ديگرِ اين
دروغ پردازيها
و بازيهای حقارت
آمیز و حماقت آور
سياسی را، دوباره
شاهديم:
تنی چند بجای
هماهنگی و همبستگی و يا بجای
ادامه مبارزاتشان
به هرگونه ای که
صلاح ميدانند،
فقط به دروغ
پردازی و خود
مطرح کردن و
ايجادِ نفاق
مشغولند و خود
را نيژ مبارز
ميدانند.
من
در اینجا پرسشی دارم و آن اينکه
آيا شما واقعاً
ميهن پرست هستيد
و آرزوی آزادی
ميهن و ملت را داريد
و يا خائنينِ وابسته
به دشمنان و يا
مغروران و نادانانِ
سياسی؟
کمی بيشتر
بی انديشيد.
از خودمان
است، که بر سر خودمان
می آيد.
پايندگی
همه آزادگان را
از ايزد يزدان
خواستارم.
جبهه
نجات- بابک
توکل