663/23.04.2004
چرا؟
بعضيها،
خود از گود دور نگه داشتن را، به معنای عدم حمايت و يا مخالفت با جمهوری اسلامی
ميپندارند و آنرا عذر و دليلی برای توجيه سکوت خود ميدانند، چون جرأت اعتراف به
ترس و يا خودخواه بودن خود را ندارند.
اگر
سکوت به معنای مخالفت و مبارزه است، پس تمامی مردگان، آزاديخواه و مبارز هستند.
هم
ميهن، سکوت تو به معنای غيبت در صحنه مبارزه برای رهايی ميهن است و البته غيبتی
غير موجه.
بعضيهای
ديگر، فکر ميکنند که همه چيز را با پول ميتوان خريد، و پس از سقوط رژيم اسلامی،
بدليل ثروتی که دارند، ميتوانند جلو آمده و خود را مطرح کرده و به پست و مقامی نيز
برسند و خود را بزور و با تبليغات، به افکار عمومی ايران آزاد فردا، تحميل و تلقين
کنند؛ ولی حتی اگر اين فرض و امکان را بپذيريم، پس وجدان کجاست؟
نوشتاری
را در ارتباط با ايرانيان خارج از کشور خواندم؛ هم بسيار خرسند شدم و هم بسيار
متعجب؛ چراکه در اين نوشتار آمده بود که بسياری از دانشمندترين و آگاه ترين افراد
دنيا، با مسئوليتهای سنگين در زمينه های مختلف( فرهنگی، هنری، سياسی، علمی،
اجتماعی، اقتصادی و ...... ) را ايرانيان تشکيل ميدهند و از نظر ثروت نيز بسياری
ايرانيان در مقام بسيار بالايی قرار دارند.
پس
کجايند اين آقايان؟!!!!!
آيا صحيح است که گروهی، جان و مال و زندگی و خانواده خود را فدای ميهن کرده
و در سينی اخلاص گذارند، تا اگر روز رهايی برسد، اين آقايان ديگر بيايند و به
اعتبار ثروت خود، مدعی شوند. آيا
اين صفت را مرده خواری و يا زندگی کفتار مآبانه نميپنداريد؟
اميد
است که امروز بيدار شوند و ياری کنند.
عبدالرضا
حيدری
Abdolreza heidari . jebheie nejat