پيامی به خود فروختگان

 

آقايان، شما ميگوييد، که از نوادگان کوروش و داريوش هستيد،    به پروردگار سوگند که دروغ ميگوييد.

شما ميگوييد که از فرزندان کاوه آهنگر هستيد؛ به پروردگار سوگند که دروغ ميگوييد.

شما ميگوييد که غيور مردانی، همچون رستم و سهراب هستيد؛ به پروردگار سوگند که دروغ ميگوييد.

 

چه باور کنيم؟ اينهمه منم منم کردنها و غرور پر از تعصب و باد در غبغب انداختنها را، يا ترس و لرزی که جانتان را فرا گرفته و در گوشه ای پنهان شده ايد و خفه خان گرفته ايد و حتی اگر فرصتی باشد، از تملق و چاپلوسی دشمنان حاکم بر ايران نيز دريغی نداريد.

انديشه ها و اراجيف و هذيان گوييهای شما، استفراغ بدی و خيانت و سخن با شيطان گفتن است؛ سفری به سوی خود کنيد و صفات کريه را از خود دور ساخته و قدرت و يا ضعف خود را دريابيد، چرا که خموشی و تعصب، دشمن آزاد انديشی و تفکر است.

بيشتر به عمق وجود خود بينديشيد و کلاه خود را قاضی کرده و اعتراف کنيد که شما از نوادگان و فرزندان تيمور و چنگيز و اسکندر و ديگر تجاوز گران تاريخ، به خاک مقدس  ميهن هستيد، چرا که در غير از آن، دليلی برای اينهمه نامردی و وطن فروشی نميتوان يافت.

ای شما کسانيکه لکه ننگ را بر دامن خود خريده ايد، به پروردگار سوگند که اگر قلم ميتوانست، آنچه را در قلب است، بازنويس کند، ورق از خجالت ميمرد.

شما کسانيکه همچون موجهايی گم شده در تاريکی، در تلاطميد و افکارتان همچون گم شده ای در فضا ميگردد، به خود آييد، چون روزگار بازخواست از سوی ملت نزديک است و اگر تصور داريد که سکوت حاکی از ترس شما، نشانه مخالفت با رژيم است، بايد بدانيد که راه نجات از شيطان، فرار از او نيست، بلکه جنگ با اوست.

 

از سوی دکتر عبدالرضا حيدری، خطاب به خودفروختگان

جبهه نجات – jebheie nejat