چرا ايران اسير است؟!!،  چرا ملت صغير است؟!!

 

اگر مبنا را، باور به اديان و پيامبران الهی گذاريم و اگر امکان ظهور دوباره عيسی مسيح، شفابخش کوران و بيماران و زنده کننده مردگان را تصور کنيم، باز تأثيری نميبينم.

آنقدر نادانی و کوری ذهنِ بسياری از سياه بازان را، عميق ميدانم، که عيسی نيز توانايی دوای اين کوری ذهن را نخواهد داشت.

او مردگان را زنده ميکرد، ولی نه او و نه معجزه خدای او، توانايی دوباره زنده کردن قلبهای يخ زده و سنگی و مرده، بسياری بی تفاوتانِ وطن فراموش کرده را نخواهد داشت.

او بيماران را شفا ميداد، ولی ظهور دوباره اش، نه تنها شفايی بر حماقت سياه بازان نخواهد بود، بلکه از تأثر، تأسف و تعجب، خود عيسی نيز بيمار ميگردد.

ما ايرانيان آنقدر مغروريم، که هر کدام، خود را بهترين و داناترين دانسته و اگر خجالتمان نميشد، شايد بسياری خود را از خدا نيز بهتر ميدانستيم؛  هر کدام غولی خيالی را در تصور داريم و در خيالات خود، با آن ميجنگيم و به هذيان گويی و خودستايی نيز مشغوليم و در جنگ با اين غول خيالی، هميشه پيروز از صحنه خارج ميشويم؛ ولی آنزمان که صحبت از جنگ با غول پوسيده و پوشالی جمهوری اسلامی ميشود، بسياری از ما، هر کدام سوراخ موشی را خريده و پنهان شده و دورادور همچون سگی بيمار، واق واق ميکنيم و نميگذاريم ديگرانی که خالصانه در راه ميهن به ميدان آمده اند، مسير خود را طی کرده و راه خود را بپيمايند و چوب لای چرخ آنان نيز ميگذاريم.

 

شرم بر آنان

 

دکتر عبدالرضا حيدری

جبهه نجات-

Jebheie Nejat- Abdolreza Heidari