دهان گشاد و زبان دراز توأم با نادانی را، در ميان روضه خوانها و آخوندها شاهدش هستيم.                                                                  

دگرانديشی، به معنای بيشتر و بهتر انديشی است، نه به معنای هذيان گويی.                                                    

پدری را که نطفه تو را کاشته است، باطل و حرام ميداني، آيا معنی آن اينست که خودت را حرامزاده ميداني؟           

دور گود نشستی و فرياد ميزنی " لنگش کن" ، چرا به جای آرزوی خون مردم ريختن، خودت وارد گود نميشوی؟   

اينگونه انديشه های باطل، نشان ميدهد که در صورت سقوط حکومت و بدست گرفتن قدرت توسط افرادی همچون تو،    تو حاکم شرع و قاتل  خودفروخته حکومت آينده ای که آرزويش را داری، خواهی  بود ( دکترايکس ناشناس، ملقب به دکتر صادق خلخالی)                                                                                                                            

جناب دکتر خلخالی، تو وقتی اين چرندياتت را مينويسی، مستی و يا خمار؟ اگر هيچکدام ، حتماً ديوانه ای.

 

پاسخ به دکتر ايکس- اهريمن

از طرف افشين باستان .......... از ايران

 

                     

 آقا يا خانم دکتر اهريمن

از قول يک فيلسوف ميگويند: تفاوت انسان و حيوان در اينستکه، انسان، حيوانی سخنگوست.

فيلسوف ديگری ميگويد: انسان، حيوانی سخنگوست که قدرت انديشيدن را نيز دارد.

تو تعبير انسان، از نظر فيلسوف اول ميباشي، چراکه سخن ميگويی، بدون اينکه بينديشی و آن همان عو عو سگان است که شير ژيان را از آن هراسی نيست.

آنقدر احمقی که جز تأسف چيزی برای گفتن نيست.

ای احمق و خودخواه، اگر چيزهايی را که مينويسی برای مردم است، لااقل به زبان مادريت که شيرش بر تو حرام باد، بنويس، چون همه مردم انگليسی نميدانند ؛ البته من جواب تو را ميدهم، چون 3 زبان ميدانم.

دعوت به مناظره در چت ميکنی؛  آخه  ای حقير، مگر سياست بچه بازی است که در چت آنرا گفتگو کنيم.       تو اينقدر ترسو هستی که خود را معلوم نيست زير دامن چه کسی پنهان کرده ای و از اعضای زير دامن چه کسی ميخوری و گاه گاهی بطور ناشناس، سر خودت را بيرون مياوری و مثل سگ هاری عو عو ميکنی.   نميدانم کجايت ميسوزد و در دربار چه غلطی ميکردی؟!!!

همانطور که از حرفها و نوشته ات معلوم است و به تعداد زيادی از لغات مقعد ( اس) و يا مدفوع(بول شيت) استفاده ميکنی، اين نشاندهنده اينست که در دربار، توالتها را با زبانت تميز ميکردی و به اين دليل استفاده زياد از اين لغتها، مزه آنرا به مشامت تازه ميکند و از آن تغذيه ميکنی؛  نوش جانت

اگر آنقدر احمقی که فکر ميکنی که طرفداران پادشاهی، از رضا شاه و يا آمريکا پول ميگيرند، پس بهتر است بجای اينکه پدرت را به درک بفرستی (همانطور که خودت گفتی)، خودت را بکشی، تا هم مردم از دست تو راحت شوند و هم تو از دست مردم.

اگر جنگجو هستی، بجای اينکه خود را مخفی کنی و بگويی که چند ميليون ايرانی ارزشی ندارند و بايد کشته شوند، سرت را از زير دامن و از  مثانه و يا رحمی که در زير آن دامن است، بيرون بيار و به جنگ برو.

از طرف آرش رزمجو                   

 

پاسخ به شخصی که در تاريکی شب و از پشت ابرها، سنگ ميندازد (دکتر ايکس)

دومين نوشته خودخواهانه شما را خوانديم و برای عدم سلامتی شما، دوباره افسوس خورديم و پيشنهاد ميکنيم که تا قبل از اينکه بيماری شما حاد تر شود، خود را به روانشناس معرفی کنيد.

آنقدر در گفتارتان منم منم  و يا من که هستم و چه هستم و فرزند که هستم و اينکه بايد شما و داستان و تاريخ شما و تارنمای (آی- پی- سی) را بخوانيم و بعد پاسخ دهيم، گفته بوديد، که کنجکاوی ما را برانگيختيد، ولی چگونه ميتوان کسی را که حتی نام خود را به اصطلاح از ترس حزب الله مخفی ميکند شناخت.

جنابعالی، خود را کاسه ای از آش داغتر ميپندارید و فکر ميکنيد که از دماغ فيل افتاده ايد و به اين دليل است که ميگوييد جان يک يا دو ميليون ايرانی ارزشی ندارد، پس چرا سر از سوراخ خودتان بيرون نمياورید تا خودتان هم يک نفر از اين چند ميليون باشید؟

شما را نميشناسيم، چون ميترسيد که خود را معرفی کنيد و همان بهتر که نادانی همچون شما را نميشناسيم.

دعوت به مناظره ميکنيد و در بخشهای ديگر ميگوييد دست از سر من برداريد( حقيقتاً بايد دست از سر شما برداريم، چون جواب ابلهان خاموشی است).

اشاره به چندی نظام پادشاهی جنايتکار ميکنيد و نظامهای پادشاهی و پيشرفته جهان را هم زير سئوال ميبريد؛ پس چرا کور هستيد و نمی بينيد که نظامهای  جمهوری جنايتکار نيز بسيارند.

ميگوييد که ميخواهيم شاه را به ملت تحميل کنيم؛ اول اينکه شاه مال ملت نيست، بلکه درصورت خواست ملت، از آن ميهن است و دوباره برای بهتر روشن شدن شما ميگوييم: ما اجباری به ملت، برای قبول پادشاهی نداريم، بلکه انتخاب نوع نظام آينده را همانگونه که رضا شاه دوّم فرمودند، به عهده مردم ميگذاريم؛ اگر ميدانيد که مردم جمهوری ميخواهند، پس ترستان از چيست و شايد چون ميدانيد که مردم علاقمند تر به نظام پادشاهی هستند، ميخواهيد ما را از جريان اصلی مبارزات دور کنيد، تا خواسته ما و مردم ديرتر به تحقق رسد.    ازينرو اين آخرين نامه نگاری و پاسخی است که با شما و امثال شما خواهيم داشت.

 ميخواهيد که تمامی نظاميان و افسران شاهنشاهی و چند ميليون مردم بميرند( شايد شما از نوادگان خمينی هستيد) و آنرا نشانه ميهن پرستی و وطن دوستی ميدانيد، ولی برای حفظ جان خود، از بيان نام خود نيز پرهيز ميکنيد؛  چرا قيمت آزادی را ميخواهيد فقط با خون مردم بپردازيد و خود را مخفی کرده ايد؟  آيا خون شما رنگين تر است؟

جناب دکتر ناشناس، آخرين سئوال خود را مطرح ميکنم و ديگر پس از اين پاسخی به نوشته ها و تحريکات شما نخواهيم داد:  آيا شما دشمن پادشاهی و مخالف جمهوری اسلامی هستيد و يا دشمن جمهوری اسلامی و مخالف پادشاهی؟  و آيا  دشمنی با معتقدين پادشاهی، بر دشمنی شما با جمهوری اسلامی، اولويت دارد؟. 

دکتر شاهین  آرین

از  آمریکا///

 

 

جناب آقا و يا خانم ناشناخته (پاسخ من به دکتر ایکس—اهریمن )....

بنده بی ادب نيستم و با احترام با ديگران سخن ميگويم، هرچند که با نظرات آنان مخالف باشم و به اين دليل سعی ميکنم، برخلاف جنابعالی که بسياری بی احترامی کرديد، با رعايت ادب به نقل چند ضرب المثل بپردازم:

خری تنها در بيابان  ميرفت و عر عر ميکرد، از او پرسيدند چرا عر عر ميکنی و چه کسی را صدا ميکنی؟ خر جواب داد، چون کسی به من توجهی نميکند، عر عر ميکنم تا حداقل خودم انعکاس صدای خودم را بشنوم و خوشحال شوم.

از کسی پرسيدند، ميدانی نهايت نادانی چيست؟ او گفت: خنديدن در عزا؛ گريستن در شادی؛ و سخن گفتن بدون تفکر

از کسی پرسيدند، بزرگترين وظيفه چيست؟ پاسخ داد: احترام به پدر و مادر، چرا که آنکس که به والدين خود ارزشی قائل نيست و احترامی ندارد، بر هيچکس و هيچ چيز ديگری نيز ارزشی نميگذارد.

افسانه  آناهید

 

 

 

خطاب به دکتر اهريمن

نميدانم از علم سياست چه ميدانيد؟

شايد از ما بيشتر بدانيد و ما نادان هستيم و هيچی نميدانيم؛ ولی شايد ما درست مينديشيم و شما نميدانيد.

از شما سئوال ميکنم، آيا اگر ملتی در هر جای دنيا، تحت حمله، تجاوز، غارت و کشتار قرار گيرد، آن ملت بجای اينکه در کنار همديگر قرار گيرند تا دشمن را برهانند، آنزمان همچون شما، اختلافات خود با يکديگر را مهمتر ميدانند و به جنگ با هموطن خود، که متفاوت مينديشد، ميروند و دشمن اصلی را رها ميکنند؟

چرا اينقدر به معتقدين نظام پادشاهی حمله ميکنيد و چه خصومت شخصی با ما و يا رضا شاه دوّم داريد؟

مگر ما به عقايد شما جمهوريخواهان تا قبل از اينکه به ما توهين کنيد و مجبور از دفاع از عقايد برحق خود شويم، حمله ای ميکنيم؟

آيا فکر نميکنيد، که هم اکنون دشمن واحد، شيوخ خرافه پرست و تازی صفت هستند که ميهنمان را تصرف کرده اند؟

شما که خود را مرد جنگ و کشتار و خونريزی ميدانيد، آيا فکر نميکنيد که هم اکنون جبهه جنگ مشترک است و آن حکومت جمهوری اسلامی ميباشد؟

آيا فکر نميکنيد که زمان بحثهايی را که شما ميخواهيد و اختلاف نظرات سياسی، بين ما کسانيکه به گونه های مختلف مينديشيم، در پارلمان آزاد ايران فردا ميباشد؟

آيا فکر نميکنيد که اين به جان هم افتادنها، موجب تقويت رژيم غاصب و تجاوزگر ميگردد؟

آيا فکر نميکنيد، همانگونه که شما حق داريد اعتقاداتی داشته باشيد و جمهوريخواه باشيد، ديگران نيز ميتوانند اعتقاداتی متفاوت داشته و به نظام پادشاهی معتقد باشند؟

ما از هيچگونه بحثی هراس نداريم، ولی انجام آنرا در موقعيت حساس کنونی، خيانت به ملت و خدمت به حکومت اسلامی ميدانيم؛  ازينرو شما را با اعتقادات خودتان و ما را با اعتقادات خودمان؛ شما با ما اختلاف نظر داريد و اين مسئله ای بسيار آزاد و دموکراتيک است، ازينرو  فعلاً شما دشمن ما نيستيد و اميدواريم که درس آزاد انديشی بياموزيم و با تمامی تفاوتهای موجود، در آينده نيز دشمن يکديگر نباشيم.

دشمن بزرگ جمهوری اسلامی است، و با اين اختلافاتی که شما و يا ما سعی ميکنم به يکديگر بقبولانيم، به ريش هر دوی ما ميخندد.

ازينرو، تا سقوط جمهوری اسلامی و آزادی ميهن از پاسخگوييهای ديگر و شرکت در اين نمايش سياسی که نتيجه آن به زيان ميهن است، معذوريم.

 

 

 

Back to main menu