)پاسخ به نوشتا ر اخیر دکتر x (اهریمن)!!!؟؟؟ از تارنمای  کلوپ سیاسی IPC........)

http://members.aol.com/ahreemanx/page79.html

 

توجه بفرماييد:

 

هموطن ناشناس، جناب دکتر X، که البته در بخشی ديگر خود را اهريمن معرفی نموديد.

مطالب 10 صفحه ای شما خوانده شد و در نهايت نفهميدم چه ميگوييد و چه ميخواهيد، چرا که به دفعات تکرار کرديد که من شاهی را ميخواهم، که اينگونه ويا آنگونه باشد، ولی در بخش ديگری خواهان جمهوری بوديد و نظام پادشاهی را مربوط به قرنها پيش دانستيد و آنرا مطابق با جامعه کنونی نميدانيد.

مطالب 10 صفحه ای شما، بيشتر تکرار مکررات بوده و در نهايت در يک و يا دو صفحه ميگنجيد.

عليرغم سئوالات بسياری که در مطالبتان داشتيد، در بخشی از مطالبتان، اشاره کرديد که نياز به هيچگونه پاسخی را نداريد؛ پس اين همه سئوال برای چه ؟!!

فرهيخته ترين انسانها، آنانند که ميدانند، و ميدانند که ميدانند؛  و خطرناکترين وکور ذهن ترين انسانها، آنانند که نميدانند، و نميدانند که نميدانند.

مطالب شما، اثبات حضورتان در گروه دوّم را ميکند.

گفته بوديد که اولويت برای شما، ايران است و نه خانواده پهلوی؛ ما هم چنين ميگوييم، فقط اينکه ، اين اولويت نميتواند در حد خواب و خيال باقی بماند و وظيفه  به هدف رساندن اين اولويت، بر عهده انسانهاست و شهريار ايران، رضا شاه دوّم نيز، با اخلاص و فروتنی کامل، خود را شهروندی همانند ديگر ايرانيان، در راه اين اولويت، مطرح ميکنند.

ممکن است بپرسيد، اگر شهروندی همانند ديگران هستند، پس چرا ما ايشان را شهريار ايران و رضا شاه دوم خطاب ميکنيم:   بر اساس اصل اوّل دموکراسی که آزادی بيان است، که با استفاده از همين اصل، شما آزادانه، مطالب 10 صفحه ای  و نادانانه خود را نوشتيد و باز بر اساس همين اصل، گروهی اعلام اعتقاد به جمهوريت را دارند، ما نيز از اين حق خود (آزادی بيان) استفاده کرده و اعتقاد خود را به نظام پادشاهی و شهريار ايران اعلام کرده و خواهيم کرد و البته آن، به معنای اين نيست که در اين زمينه دستوری از شهريار ايران گرفته ايم، بلکه آنچه را که آرزو داريم بيان ميکنيم، ولی آن به معنای اجباریک شخص ( رضا شاه دوّم) به مردم نيست، چرا که در نهايت، انتخاب به عهده مردم است.

در ارتباط با اينکه دموکراسی امروزی، نظام پادشاهی را نميپذيرد و نظامهای پادشاهی مختص به قرنها پيش هستند، برخلاف زبان روان شما، شاهد  کر و کور بودن ذهن شماييم، چراکه نمی بينيد که بخش اعظمی از کشورهای پيشرفته و دموکراتيک جهان، آزادی و رشد خود را در زير پوشش نظام پادشاهی کسب کرده اند.

در اينجا بنده از شما سئوال ميکنم: آيا حکومتهای پادشاهی و مترقی کنونی، در اروپا و ساير نقاط جهان، در قرن هيجدهم بسر ميبرند؟

آقای دکتر X، شما از جمله افرادی هستيد که ميخواهيد، گهی از توبره  بخوريد و گهی از آخور، چرا که در مطالبتان گهی از پادشاهی و گهی از جمهوری دفاع ميکنيد.   آيا خودتان ميدانيد که چه ميگوييد و چه ميخواهيد؟!!!

ژنرالها و جان برکفان ايران را، سربازانی عروسکی عنوان ميکنيد و اعتراض به آنانی داريد که از ايران خارج شدند و آنانرا خائن ميناميد، و آنانی را که نيز در ايران ماندند و کشته نشدند، خودفروخته ميناميد؛ آيا بايد همه نظاميان کشته ميشدند تا شما راضی گرديد؟!

مثال از ژنرالهای الجزيره زديد و به تمجيد آنان پرداختيد، بنده اشاره به ژنرال پينوشه در شيلی و سرنوشت سياه او ميکنم، آيا اينچنين ميخواستيد؟

گاهی ميگوييد که وظيفه رضا شاه دوّم مبارزه تمام وقت است (full time) و نه نيمه وقت ( part time) و در بخش ديگری ميگوييد که آيا ايشان تاکنون شغلی داشته و يا کاری برای امرار معاش انجام داده اند؟

چه بايد بکنند، تا نادانانی مثل شما راضی شويد؟ شاغل شوند يا مبارزه کنند، چرا که در هر دو صورت، شما اعتراض داريد.

خودتان نيز نميتوانيد با سازی که مينوازيد، برقصيد، پس چگونه از ديگران چنين ميخواهيد.

در بخش پايانی، خود را دوست معتقدين نظام پادشاهی عنوان کرديد؛ بدانيد که دشمن دانا، به از دوست نادان است.

گويا فيلمهای سينمايی زيادی مشاهده ميکنيد، چون از شهريار ايران سئوال کرده ايد آيا ورزش رزمی ميداند؟ آقای عزيز دوران ساموراييها و جنگ تن به تن و شمشير کشی گذشته و آن فقط شايد در حد و در خور شخصيت شما باشد.

اشاره به جنگ و عمليات کوماندويی و نياز به کشتار ( حتی يک ميليون نفر) برای تحقق به اصطلاح آزادی داشتيد؛ چرا نميرويد و با سازمان تروريست مجاهدين، هم پيمان نميشويد؟!!

گفته بوديد، اگر قرار است مردم، ميهن را از چنگال رژيم اسلامی آزاد کنند، پس چه نيازی به شاه است؟

آقای دکتر ناشناس، آيا از شهريار ايران ميخواهيد، که به ايران لشکر کشی نظامی کند و يا اينکه برود و با خامنه ای و رفسنجانی کتک کاری کند؟  ايشان به دفعات اعلام داشتند، که نتيجه سرنگونی با زور، آفريدن نظام ديکتاتوری جديدی را به همراه خواهد داشت و ازينرو تأکيد ميکنند که در حد امکان با استفاده از ابزار دموکراتيک و مبارزات و نافرمانيهای مدنی و فشارهای اقتصادی داخلی و بين المللی و قيام مردمی اينکار انجام گيرد، چراکه بر خلاف شما که حاضريد جان يک ميليون و حتی بيشتر را فدای عقيده تان کنيد، شهريار ايران، راضی به حتی قطره ای خون، از يک هم ميهن ايرانی نيست.

ضمناً ايشان همانگونه که به دفعات فرمودند، انتظار شاه شدن نداشته، بلکه آرزوی رهايِ ميهن را دارند و از آن به بعد، انتخاب بر عهده مردم است.

به دفعات بسيار اشاره کرده بوديد، که رضا شاه دوّم بايد تمام اموال و پولهای خود را به افراد و گروههای مختلف اپوزيسيون بدهد و بر اين مسئله تأکيد بسيار داشتيد و پافشاری کرديد؛  فکر ميکنم دليل پرخاشها و نارضايتيهای شما را فهميدم، شما پول ميخواهيد، و با نوشتارتان ميخواهيد باج بگيريد.

آقای ناشناس، دوران سر گردنه نشستن و اهانت و اختشاش و هياهو کردن و باج گرفتن گذشته .

مدعی هستيد که در دوران انقلاب سياه اسلامی، شما کودک بوديد و اگر سنی ميداشتيد و افسر بوديد، چنين و چنان ميکرديد .... ، دور گود نشستن و فرياد لنگش کن، زدن آسان است و البته اين ادعای شما، شعاريست تو خالی، چرا که شما، اکنون که مثلاً بزرگ شده ايد (البته از نظر سنی و جسمی و نه از نظر فکری)، از بيان اسم خود طفره رفته و خود را دکتر  Xمعرفی ميکنيد.

به دفعات اشاره به ناتوانی ارتش شاهنشاهی(سربازان عروسکی) کرديد و آن را ناتوان در حفظ نظام، در سال 1357 خوانديد.

وظيفه ارتش، حفظ تماميت ارضی ميهن  در مقابل تجاوز گران خارجيست، و اين مسئله و قدرت و توانايی ارتش ايران در يکی از شيطنتها و تجاوزهای ديگر صدام حسين، در دوران شاهنشاهی به اثبات رسيد و عراق، خوار و ذليل در تنها 72 ساعت جنگ، شکست را پذيرفت. ( ارتش وظيفه کشتار مردم را ندارد و دستوری هم بر اين مبنی، از پدر ايران محمدرضا شاه فقيد، دريافت نکرده بود).

اشاره کرده بوديد که جوانها بايد پدرانشان را که باعث اين انقلاب ننگين شدند، مجازات کرده و به درک واصل کنند؛ لطف فرماييد و از حد شعار خارج شده و از پدر خود شروع کنيد.

در نوشتارتان، بسيار بسيار زياد اشاره به نياز جنگ و کشتار و مبارزه مسلحانه داشتيد؛ گفته ها و نوشتار  شما نشانگر هويت شما به عنوان شخصی خونخوار و جنايتکار ميباشد و تفکر و انديشه های شما، خطری است بزرگ، برای ملت و ميهن.

 

چو نادانی به قدرت در بيايد                         همه ظلمت به ملت روی آرد

زنادانان بياموزيم پيامی                              که نادانی، ندارد جز تباهی

 

در پايان، آرزوی بلوغ و رشد فکری برای شما دارم.

پاينده ايران - زنده باد آزادی - جاويد شهريار ايران

 

 

 

Back to main menu