(رو شنگری)
شجره نامه سید خمینی
خطاب به
مردم:
گروهی از
مردم و معممين ميگويند که سيّد هستند ( از اولاد پيغمبر اسلام هستند)؛
گروهی خود
را سيّد حسينی( خمينی) و گروهی خود را سيّد حسنی( آيت الله بروجردی) ميدانند؛
البته همه
اين حرفها دروغ است.
اگر
واقعاً، منظور از سيّد، نوادگان پيامبر و يا امام اوّل شيعيان( علی) ميباشد، پس
چرا برخی، خط جدّ شناسی خود را در امام حسن و يا امام حسين و يا ديگر امامان متوقف
کرده و خود را از نوادگان آن امام ميدانند و به عقب تر نميروند تا به علی و يا
بدليل ازدواج دختر پيامبر( فاطمه) با علی، به محمد برسند؛ و آيا در اينصورت همگی
سيّد محمدی نيستند؟
اسلام در
ميان و برای جاهلان عرب ظهور کرد، پس بايد نوادگان محمد( سيّدان) در ميان عربها
بيشتر باشد، پس چرا اعراب، سيّد به معنای اولاد پيغمبر ندارند؟
پاسخ به
گونه زير است:
در هر
زبانی، مخاطب زن و يا مرد را، جهت احترام، به نوعی مينامند، مثلاً: آقا- خانم،
کدبان- کدبانو، ميستر- ميسيز، ليدی- جنتلمن، مادمازل- موسيو و .......، در زبان
عربی نيز خطاب احترامی به زنان، سيده و به مردان، سيّد و جمع کل، سادات است، که
همان معنای خانم و آقا را ميدهد.
لغت سيّد
چگونه وارد زبان فارسی شد و چرا به معنای اولاد پيغمبر، تعبير ميشود؟
در
زمان حمله تازيان عرب به ايران(
قادسيه- نهاوند) و تحميل اسلام به
ايرانيان، ماندن بسياری از اعراب منجر به ازدواج آنان با بعضی از بانوان ايرانی
گرديد و نتيجه اين ازدواج، فرزندانی بودند، که به مرور زمان اين فرزندان ايرانی
متولد شده از پدران عرب، با کلمه
سيّد به معنای آقا مورد خطاب قرار
ميگرفتند، بر اساس عادت پدران عربشان
و همچنين اين نشانه تفاوت بين فرزندان ايرانی الاصل و عرب زادگان ايرانی
بود؛ اين لغت ( سيّد) به مرور زمان،
حالت لقب را به خود گرفت و بهانه ای شد برای روحانيون جديد و تازه به دوران رسيده
اسلام تحميلی در ايران، و آنان اين کلمه را به عنوان اولاد پيغمبر تحريف کردند و
تا به امروز بدنبال خود يدک ميکشند و مردم را ميفريبند.
و
اينگونه، هندی زاده ای به نام خمينی، بنام سيّد اولاد پيغمبر و يا اولاد امامان،
پا به صحنه گذاشت.
جدّ چهارم
خمينی، در هندوستان، به بخش مسلمان نشين کشمير سفر کرد و بر اساس آداب و رسوم
عربها و مسلمانان، ايشان را سيّد ......، يعنی آقای .....، خطاب ميکردند.
بعد از
گذشت زمان و گذر از نقاط مختلف، پای آنها به ايران رسيد.
در مورد
اصل و نسب و هندی زاده بودنشان، برادر خمينی ( آيت الله پسنديده)، اين مسئله را،
به دفعات تأييد و به آن اشاره کرده ؛ حتی گروهی علامت روی پرچم جمهوری اسلامی را،
که همان علامت سيکهای هندی است، به اين دليل ميدانند.
بعضی
ميپرسند، که اگر آيت الله پسنديده، برادر خمينی است، پس چرا نام فاميل متفاوت
دارند؟
در چند
دهه پيش، مردم دارای نام فاميل نبودند و بعد از اينکه دولت تصميم به پسوند نام
فاميل کرد، بسياری بر اساس شغل و يا زادگاه و يا ديگر خصوصيات خود، نام خانوادگی
برای خود برگزيدند.
به عنوان
مثال: اسمی چون رفسنجانی( يعنی اهل رفسنجان)، اصفهانی( اهل اصفهان)، شيرازی،
نهاوندی، خامنه ای، تهرانی و...... ؛ گروهی ديگر بر اساس شغل خود، مثلاً: کلاه
دوز، نقاش، کفش دوز ؛ و گروه ديگری بر اساس صفاتی که مردم به آنان لقب داده بودند،
همچون: مهربان، پسنديده، پاکدامن و .....؛
اين
نامهای فاميل، بعداً به صورت موروثی به فرزندان انتقال يافت، تا کنون.
شايد اين
يکی از دلايل عدم تشابه اسمی باشد؛
البته شجره نامه خمينی، حاکی از مسئله ای ديگر نيز ميباشد: خمينی در سن 6
ماهگی، پدر خود را از دست داد، مادر او بنام هاجر، چون با داشتن نوزادی 6 ماهه،
نميتوانست شوهر کند، اورا به زنی مرده شور، بنام ننه خاور واگذار کرد و هاجر مادر
خمينی، در طول عمرش، چهار شوهر را به گور سپرد( 4 شوهر کرد).
خمينی در
کنار ننه خاور مرده شور بزرگ شد و بعد از مرگ ننه خاور، توسط عمه اش که گوسفند
داری ميکرد، واگذار شده و خمينی دنبال گاو و گوسفندها ميرفت، که در نتيجه از مرکز
آنان، يعنی حوزه علميه سر درآورد. خمينی، همچنين در يک کتک کاری در دوران نوجوانيش،
شخصی را به قتل رسانيد، که پرونده آن، بعد از روی کار آمدن رژيم آخوندها، از بين
رفت.
شايد دليل
ديگر اختلاف نام خانوادگی خمينی با برادرش(پسنديده)، اين باشد، که از مادر يکی
بوده و پدر متفاوتی دارند.
همچنين،
بيان تاريخچه خانوادگی مختصر و
زندگينامه خمينی، از نظر روانشناسی، نشانگر فشارهای روحی و نامطلوبی اخلاق و حرکات
غير معقول و عقده حقارت و بيمار روانی بودن
اين شخص ميکند.
و ما، او را در ماه ديديم و
مويش را در قرآن يافته و او را امام خطاب کرديم و ميهن و جان خود را به او سپارديم
و آن بيمار روانی، عقده های خود را
بر ايران روا کرد و ميهن و ملت را قهقرای خون ساخت.
دکتر عبدالرضا حیدری ( جبهه
نجات )
Shajarenameie
Khomeini
Neveshte az
Abdolreza Heidari