Back to main menu

 

 

 

از سوی: جبهه نجات

به: تمامی همسنگران آزاده

 

 

 

به دفعات مکرّر، فرياد اتحاد سرداده شد؛  هر شخصی و هر گروهی از نياز اتحاد برای ادامه مبارزه ای يکپارچه، جهت سرنگونی رژيم ملايان، دم ميزند.

جبهه نجات نيز همچون ساير مبارزان، معتقد به اين نياز اساسی يعنی اتحاد بوده و خواستار آن ميباشد و تا حدّ توانايی سعی به برقراری آن، حداقل در زمينه هدف مشترک، که آزادی ميهن ميباشد، نموده ايم و در اين راه سعی به برقراری تماسهای بيشماری با افراد، احزاب و گروههای سياسی و رسانه های ارتباطاتی گرديد، ولی متأسفانه نتيجه آنرا چيزی علاوه بر انتظارات بيهوده و در حدّ شعارهايی توخالی، بيش نديديم.

هر گروهی و يا شخصی سعی به تبليغ در مورد خود و يا گروه خود را دارد؛  هرکس به گونه ای  قول رفاه و آسايش مردم را بعد از به قدرت رسيدنش ميزند؛ همگی به بيان سخنهای دروغين و شعارهای پوچ و بی محتوی مشغوليم:  حزب مشروطه اعلام ميدارد که فقط آنان ايران ساز فردا هستند؛  رستاخيزيها خواب و خيالهايی ديگر دارند؛  خانمی بنام دکتر رخساره دادور از گروه نيروهای درون و برون مرزی کار را تمام کرده و با شعارهايی غير سياسی و کودکانه و مضحک، دولتی را تشکيل داده و خود را نيز نخست وزير  و تنها آلترناتيو بعد از سقوط آخوندها معرفی ميکند؛   جمهوريخواهان، مليّون و ملّی مذهبيون و... به گونه ای ديگر مينوازند؛  کمونيستها با  بی شرمی و وقاحت تمام، بدون توجه به اينکه کمونيست در سطح بين الملل ورشکستگی خود را اعلام داشته و ناتوانی خود را اعتراف کرده، سعی  به برقراری نظام غير ممکن کمونيستی را دارند؛   هرکس نزديکتر به تلويزيونهاست، سعی به استفاده از اين رسانه های ملّی و مبارزاتی، برای تبليغات شخصی و يا گروهی خود را ميکند؛   اشخاصی معتقد به نظام پادشاهی، پيشنهاد نمايندگی رضا شاه دوّم را برای رياست جمهوری ميکنند و مردم را بيش از پيش گنگ و سردرگم ميکنند؛   همگی دم از سياست و سياستمداری ميزنند، ولی هر کلامشان نشانه واضح بی سياستی ميباشد؛ هر شخصی و هر گروهی به گونه ای مينوازد که بزرگترين رقاصان دنيا نيز نميدانند به چه سازی برقصند.

از همه چيز سخن گفته ميشود، حتی از اتحاد، امّا همه در حدّ شعار باقی ميمانند و متأسفانه از اتحاد واقعی خبری نيست.

جبهه نجات عاجزانه تقاضای اتحاد عملی( نه فقط در شعار)، از بسياری اشخاص و گروهها، حداقل جهت هدف مشترک، يعنی سرنگونی جمهوری اسلامی را کرده است، ولی در بسياری موارد پاسخهای دريافتی هيچگونه اشاره ای به اين نياز مبرم نکردند.          چه کسی مقصّر است؟

همه دم از آزادی و دموکراسی و اتحاد ميزنيم، ولی بسياری شايد حتی معنی و مفهوم آنرا نميدانيم و فقط ادای آنرا در مياوريم، و از مردم، خواهان قيامی متحد، عمومی و منسجم و ملّی را داريم، ولی خود اندکی در اين راه گام برنميداريم، و هميشه نشانگر عدم توانايی ايجاد اين اتحاد حداقل بين خودمان بوده ايم.

گروهی ايجاد اتحاد را بدليل تفاوتهای تفکرات سياسی، بين گروههای مختلف غير ممکن می بينند، مثلاً بين جمهوری خواهان و مشروطه خواهان و ...، که البته تفکری اشتباه است، ولی جالب توجه آن است که حتی مشروطه خواهان با يکديگر و يا جمهوری خواهان بين يکديگر و يا کمونيستها بين يکديگر نيز، توانايی متحد شدن را نداريم، و اين جای بسی تأسف است؛     با مخالفانی همچون ما جمهوری اسلامی عمری جاويد خواهد داشت.

دهها گروه سلطنت و يا مشروطه خواه وجود دارد؛  دهها گروه جمهوريخواه؛ دهها گروه کمونيست و ..... و  همگی بجای مبارزه حقيقی برای سرنگونی جمهوری اسلامی، که تنها راه آن اتحاد است ، به شعار دادن و يا تبليغ از خود و حمله به ديگری پرداخته ايم و گويا فراموش کرده ايم که جای بيان و حل اينگونه اختلافات بايد در ايران آزاد و پارلمان آزاد ايران آينده باشد و بيان آنان در زمان فعلی نه تنها نشانه دموکراسی نيست، بلکه نشانه حمايت نه اگر عمدی، حداقل ناآگاهانه از جمهوری اسلامی است.

جای خوشبختی است برای نظام ملايان، که دشمنانی همچون ما دارند؛ آنان نيز به ريش ما ميخندند و با وجود دشمنانی همچون ما ميدانند که عمرشان طولانی است.

ما گروههای به ظاهر دانشمند در علم سياست، کاری نميکنيم جز تحکيم ادامه عمر رژيم و اعمال و گفته های ما، چه دانسته و يا نادانسته، خيانت به ميهن و ملت است.

شايد حقيقت اين است که هر حکومتی، نمايانگر لياقت مردم آن کشور است و ما ملت ايران نيز بدليل بی لياقتيمان رژيم پيشبرنده به سوی تمدن بزرگ گذشته را از دست داديم.

مردمی که برای نجات و رهايی خويش، حاضر به برداشتن گامی مصمّم نيستند و همگی منتظرند که ديگری به خيابان بيايد؛  مردمی که بدليل عدم اتحاد و پشتيبانی از يکديگر، فقط مبارزان و از جان گذشتگان و وطن دوستان، بصورت گروههايی اندک به خيابانها ميايند و اين اندکی تعداد موجب سرکوب و کشته شدن آسان آنان از سوی ملايان ميگردد و ازينرو روز به روز  تعداد اين مبارزان پر جرأت و حقيقی نيز  بدليل عدم حمايت عمومی و عملی مردم و احزاب و از سوی ديگر منازعات و خودخواهيهای گروههای به اصطلاح آزاديخواه، کمتر گشته و روزبروز گيجی و مبهمی، جامعه ايران را بيشتر فرا ميگيرد.

درود(ننگ) برما که نادانسته، حامی و حافظ ملايان هستيم.    دم از اتحاد زده ميشود!  کدام اتحاد؟ خود را مسخره کرده ايم يا مردم را؟

قسمت اعظمی از ننگ ماندن رژيم ملايان، بر ما احزاب و آزاديخواهان نادان است، که هنوز درس آزادی و مبارزه را نياموخته ايم.

در طول تاريخ بشريت، بسياری نيروها برای رسيدن به اهدافشان، با دشمنان دشمن خود همدست گرديدند، ولی ما توانايی همياری بين يکديگر، که خود را نيز دوست و همسنگر ميدانيم و هدفی مشترک نيز داريم را نداشته ايم.

تلويزيونهای 24 ساعته يکی پس از ديگری همچون نوزادانی زودرس بدنيا می آيند و بدتر و شديدتر از احزاب به جان يکديگر می افتند و به جای اتحاد، مردم را متفرق تر ميکنند، چه از لحاظ سياسی و چه از نظر حمايتهای مالی بسيار ضروری آنان از تلويزيونها .

آقايی از يکی از گروههای جمهوريخواه، برادر خود را به يک مصاحبه تلويزيونی دعوت ميکند و شروع به تملق و چاپلوسی از يکديگر را کرده و هر کدام ديگری را مبارز خستگی ناپذير خوانده و ميگويند که يکی از آنها از سن 4 سالگی و ديگری از سن 7 سالگی  مبارزات خود را آغاز کرده اند؛     و تئاترهای مسخره و ارزانی ازينگونه بسيار می بينيم و هر کس فقط به تعريف از خود و فخر فروشی از خود می پردازد، گويا همگی فراموش کرده ايم که نه ما به عنوان " فرد " مهّم و يا مطرح هستيم، بلکه هدف مقدس و اوليه، ميهنمان ايران و آزاديش از چنگال رژيم ننگين شيخ روح الابليس خمينی ميباشد.

متأسفانه بايد بپذيريم، که اينگونه تفکرات ما احزاب، افراد و رسانه ها، نمايانگر نادانی و ضعف سياسی و عدم فرهيختگی ما ميباشد و تا زمانيکه از مستی شعارهای پوچ و توخالی و نمايشی و مردم فريب، بيدار نشده و تغييری اساسی در انديشه های خود ندهيم، همچون ناتوانانی خواهيم بود که نه تنها رژيم ملايان را نمی هراسانيم، بلکه با عدم اتحاد و تفرقه افکنی، کمکی نيز برای حفظ رژيم ملايان خواهيم بود.

همسنگران بدانيد، اگر روزی اين رژيم کثيف سقوط کند، دليل آن، فقط اختلافات بين خودشان( آخوندها) و جنگ بر سر قدرت است و يا کودتايی بين خودشان و بر عليه خودشان،  و نه به دليل به اصطلاح مبارزانی همچون ما که حتی هنوز به درک کلمه مبارزه نرسيده ايم.

ننگ بر ما باد، اگر از خائنين ميهن و عوامل رخنه ای جمهوری اسلامی هستيم و موجب اينگونه تفرقه ها و نفاقها ميشويم؛  و شرم بر ما باد اگر دلمان به حال وطن ميسوزد ولی بدليل عشق به قدرت و عقده برتری و خود فزون بينی، مسير مبارزه را به عمد و قصد، اوّل به سود منافع شخصی خود و يا حزب خود انتخاب نموده و در مرحله دوّم شايد به فکر ميهن هستيم و مردم را در راه رسيدن به اهداف شخصی ويا گروهی، به دستاويز گرفته ايم.

 

ای کران و ای کوران، ايران غارت شد و مردم از درد، ديگر قدرت فرياد زدن نيز ندارند؛   بس است اينهمه غرور سياسی،  بس است اينهمه منم منم ها،   بس است شعار،  بس است تفرقه و دشمنی،   بس است اينهمه دروغ و دورويی؛    به خدا مردم به سر آمدند و از اين بازی کثيف و نفرت انگيز، خسته شده اند؛  

مردمی که هميشه و در طول تاريخ به عنوان ملتی غيور و مبارز مطرح بودند، توانايی اعتراض و حرکتی عمومی را، به دليل ابهام و گيجی و گنگی که ما افراد و يا احزاب به آنان تزريق کرده ايم، از دست داده اند؛

اعتماد به يکديگر و اعتماد به نفس را از بين برده ايم.

شما را به هر چه که معتقديد قسمتان ميدهم، بياييد اشتباهات خود را در يابيم و بيش از اين مردم را با بی سياستيهای خود به نابودی، توسط جمهوری ملايان سوق ندهيم.

دست گدايی به سوی شما دراز ميکنيم؛ آری ما گداييم ولی گدا صفت نيستيم؛ گدايی اتحاد مبارزاتی ميکنيم، نه حتماً با جبهه نجات، اگر اين پيام ما، شما را رنجانده است، بلکه حداقل بين خودتان و برای رهايی ايران و ايرانی.

اين آخرين فرياد را که از قلبی دلسوخته برای وطن برمی خيزد، دريابيد؛  نياز به دگرانديشی در حرکتهای سياسی و مبارزاتی، امری ملموس است؛   عقده ها را به دور ريزيم و دست به دست هم دهيم.

آنقدر غرور، که حتی بسياری از همسنگران، پاسخ ارساليه ها را نيز نمی دهند و يا حتی با حضورشان در رسانه های تلويزيونی، آدرسهای ارتباطی دروغين و غير حقيقی ميدهند.

متأسفانه برقراری تماس و ارتباط با سازمانهای بين المللی و افراد بلند مرتبه در ميدان سياستهای  بين المللی و حتی با سردمداران جمهوری اسلامی در بسياری موارد، بسيار آسانتر از برقراری ارتباط الزامی و ضروری جهت ايجاد اتحاد، با افراد و يا گروههای سياسی خودی ميباشد.

 

هدف از اين فرياد نامه، رنجاندن عزيزان نيست، بلکه اشاره مجدد بر نياز به اتحاد است و چنانچه اين اطلاعيه موجب رنجاندن افراد و يا گروههايی که اين صفات را بر خود می بينند، گرديد، جبهه نجات از آنان پوزش می طلبد و درود می فرستيم برکسانی که مفهوم اين اطلاعيه را دريافتند  و جهت رهايی ميهن تصميم به برداشتن گامی مشترک و متحد خواهند گرفت.

 

اين اطلاعيه، شخص و يا گروه خاصی را مدّ نظر ندارد، بلکه همه گوشهای شنوا را مورد خطاب قرار ميدهد و اميدواريم که تأثير آن برقراری اتحاد باشد و نه خشونت و تفرقه بيشتر، برخواسته از غرورها و تعصبات غير معقول.

 

پروردگار ايران زمين حامی هم ميهنان و شما عزيزان مبارز باشد.

 

 

پاينده باد ايران

جبهه نجات

( گروه سياسی معتقد به نظام پادشاهی)

                                                                                                

 

 

رونوشت به رسانه های آزاده و افراد و گروههای سياسی مبارز

 

 

 

Back to main menu