جنگ يا صلح

 

با نگاهی سطحی، همگی مخالف جنگ و طرفدار صلح هستيم ؛ ولی اندکی عميق تر بايد به اين مسئله انديشيد.

صلح، اگر همپای آرامش و مردم سالاری و آزادی باشد، بسيار زيباست، ولی اگر منظور، صلح با غاصب و متجاوز و آنانکه در جنگ با مردم هستند، ميباشد، نه تنها امکان پذير نيست، بلکه به معنای ذلالت و ترس از دفاع ميباشد.

 

جنگ، فقط به معنای حمله خارجی نيست و ميتواند به معنای مردم ستيزی و خشونت و اختشاش بر عليه آسايش و رفاه جامعه، توسط دولتهای حاکم باشد، در اينصورت نيز، جنگ، عملی غير انسانی و مخرب است، ولی اگرچه، معنای جنگ، دفاع غيورانه از نواميس و فرهنگ و تماميت ارضی و آزادی ملت باشد، وظيفه است.

 

اين 2 تعريف، در حکومت جمهوری اسلامی مشاهده ميشود.

جنگی فرسايشی و 25 ساله از سوی حکومت اسلامی، بر عليه ملت، و سکوت در برابر آن، نه تنها صلح نيست، بلکه قبول مغلوبيت و يا خيانت ميباشد و دفاع در مقابل اين حکومت، حتی اگر جنگ ناميده شود، جنگی مشروع و دفاع خواهد بود.

البته منظور آن نيست، که فردا اسلحه بدست گرفته و به کشت و کشتار در خيابانها بپردازيم، چراکه جنگ، هميشه اشاره به بخش مسلحانه آن نميکند.( بر اين نکته تأکيد دارم، که مبادا عزيزانی را که خواهان مبارزات آرام و نافرمانی مدنی هستند"همچون ما"، به اعتراضی عجولانه  برنيانگيزم).

جنگ ميتواند، جنگ فرهنگی(برای دفاع و حفظ هويت ملی ايرانزمين و عرب زدايی)، جنگ سياسی( اعتراضات سياسی داخلی و بين المللی)، جنگ تبليغاتی( افشاگريها و روشنگريها)، جنگ اقتصادی( تحريمهای مالی به گونه های مختلف آن)، جنگ اعتصابی- اعتراضی(اعتصابها و کم کاريها) و بسياری گونه های ديگر باشد، که البته هر نوع آن، در موقعيت مناسب، کارساز خواهد بود و ضربه ای بر پيکر دشمن است.

در نهايت، جنگی کوتاه مدت بر عليه ظلم و تروريسم، نويدی از صلحی ملی بوده، چه بسا غير از آن، نه صلح است، بلکه قبول تداوم جنگی فرسايشی بر عليه ملت.

هم ميهنان درون مرزی، بعد از تصرف ميهن، توسط ملايان تازی صفت، در ميهن خود ولی در عين حال اسير و در غربتند  و هم ميهنان برون مرزی، در تبعيد اجباری، اشک غربت ميريزند.

 

با تمام نيرو وتوان خود، بر عليه آنانی که جنگی نابرابر و ظالمانه را بر عليه ملت اهورايی ايران، آغاز کرده اند، بشتابيم و خود را رها سازيم.

 

دکتر عبدالرضا حيدری

Dr. Abdolreza Heidari