انتخابات
چه بايد انتخاب کنيم؟!!
انتخاب بين جناحهای مختلف درون حکومتی، به معنای انتخاب بين تندروها و يا به
اصطلاح اصلاح طلبان دروغين است؛
انتخاب بين مذهبيون عمامه دار و مذهبيون لباس شخصی است؛ و در نهايت، شرکت در اين انتخابات، به چه معناست؟
زمانيکه حکومت، همين حکومت است و منظور از انتخابات، انتخاب يکی از مهره های
ديگر آنست، حتی اگر اين مهره های جديد، به ظاهر و يا حتی در عمل کمی با هم تفاوت
داشته باشند، با حضور پای صندوقهای رأی، چه چيزی را ميتوانيم انتخاب کنيم، بجز
تداوم همين حکومت.
بلی، شايد امکان انتخاب باشد!!!
- يعنی انتخاب بين مرگ توسط سنگسار و يا مرگ توسط تيرباران و يا حلق آويز
شدن(به دار آويخته شدن).
- انتخاب بين ميمونهای مجلسی و يا دلقکهای مجلسی
- انتخاب بين فحشای فراوان موجود، ولی به اصطلاح ممنوعه توسط وزارت ارشاد
اسلامی واداره امر به معروف و نهی از منکر جناح تندرويان، با فحشای علنی تر و کمی
آزادتر اصلاح طلبان
- انتخاب برای آزادی بيان، فقط در حدّ
به به و چه چه گفتن از
تندرويان و يا تمجيد از اصلاح طلبان
- انتخاب بين سياهی و يا دود و تباهی
- انتخاب بين چپاول و يا غارت
در نهايت همه سرتا پا يک کرباسند و هر کدام را انتخاب کنيم، مشابهند و فقط
آرايش ظاهری آنان کمی تفاوت دارد. (خر همان خر است، فقط پالانش تفاوت دارد)
کمبود دارو در ايران موجب شده که با مراجعه به داروخانه ها، به دليل عدم وجود
داروی مورد نياز، مشابه آنرا به مريض ميدهند، که هردو تقريباً يک اثر را دارد، و
فقط نام دارو متفاوت ميباشد و انتخاب هر جناح و يا گروه و دسته ای از درون رژيم،
تجويز يگانه ای که همانا ماندن رژيم است ميباشد و فقط داروی نسخه کمی تفاوت داشته
ولی در عين حال از نوع مشابه است.
اگر قرار است، مردم را به ذلت کشانده و به قتلگاه ببرند، آيا چندان اهميتی
دارد که سنگسار ميشويم، يا تيرباران و يا حلق آويز، و يا اينکه بدست کدام جناح
درون حکومتی، زندگيمان بر باد ميرود؟!
انتخاب هر بخش و يا گروهی از رژيم، با هرگونه شعار فريبکارانه ای، چيزی نيست،
جز محکوم کردن خود به ادامه ذلت، توسط رژيم.
آيا تفاوتی ميکنيد که در اجرای احکام قرون وسطايی، يعنی قطع کردن اعضای بدن،
دست راست را قطع کنند و يا دست چپ را؛ چون در هر دو صورت، از خير اين حکومت، ناقص
العضو خواهيم ماند.
دوران درک اينکه، همه به ظاهر اعتراضات درون حکومتی، نمايشی بيش نيست و دامی
برای دوباره به مسلخ بردن مردم است، فرارسيده ؛ ازينرو انتخاب و انتخابات، فقط و
فقط زمانی معنی دارد، که قادر به انتخاب بين آنچه ميخواهيم و آنچه را نميخواهيم،
باشيم و در حکومتی مذهبی و تئوکراتيک، چنين چيزی امکان ندارد، چرا که، مردم با
انتخابشان، خواهان جدايی دين از
سياست(سکولاريسم) ميباشند.
يک گلستان زيباست، زمانيکه گلهای آن پرپر نشده اند و با شرکت در هر نوع
انتخابات درون رژيمی، ايران گلستان نخواهد شد و پژمردگی گلهای وطن به پرپر شدن و
خشکزاری خواهد انجاميد.
خشکزاری که ديگر، طلوع و غروب خورشيد، در آن معنايی نخواهد داشت و گلی را نشاط
نخواهد داد.
خورشيد برای گلها طلوع ميکند و در اين به اصطلاح مقدس خشکزار ايران، کم کم
طلوعی نخواهد بود، چون شايد گلها مرده اند.
اميد و آرزوی گلستانی دوباره در وطن را، با حضور خود در انتخابات، به ابطال
نکشانيم و بدينگونه شايد شاهد طلوع دوباره خورشيد و نشاط گلها باشيم.
با پيروی از وجدان ملّی و ميهنی خود، گام برداريم و شانس سعادت و خوشبختی
دوباره را برای خود بسازيم.
فقط با منطق و وجدان و شعور، ميتوان به ارزاع معنوی رسيد و نه با خرافات مذهبی
و مهمل انديشی و خيالات.
توانايی و قدرت استدلال و انديشه انسان، با ارزشترين خلاقيت پروردگار است و
خرافات دينی، پوسيدگی آنرا باعث ميشود.
انتخابات در جمهوری اسلامی، چه معنايی دارد؟ انتخاب، منتخبين و از صافی
گذشتگان مجلس خبرگان، شورای نگهبان، مقام رهبری و دفتر تشخيص مصلحت نظام، به معنای
اجبار در انتخاب، منتسبين از پيش تعيين شده حکومتی ميباشد و در نهايت همه اين
منتسبين به ظاهر منتخب مردم، وظيفه دارند که در مقابل قانون اساسی جمهوری اسلامی،
سوگند وفاداری ياد کنند، که همانا اطاعت از ولايت فقيه است و البته تمامی اين
نمايشها و تخلفها و تقلبها کافی نبوده و حکومت دخالت خود را به گونه ای ديگر نيز
به عمل خواهد رساند و آن اينکه، آنچه در صندوقهای رأی گيری ريخته ميشود با آنچه از
صندوقها خارج ميشود، تفاوت خواهد داشت.
تنها راه ، اعتصاب و تحريم انتخابات
است، تحريم و اعتصاب آرام و نشسته در منازل خود، و عدم خروج از منازل به هر دليل
ديگری.
هم ميهنان، شايد جنايات رژيم، موجب
ترس و وحشت عمومی و بی جرأتی برای قيام عمومی را باعث شده ، ولی حداقل ميتوانيم هر
کس و هرخانواده ای، در روز انتخابات ، در منازل خود اعتصاب کرده و از خانه ها خارج
نشويم. هشيار باشيد
و ديگر در دام مکاران حکومتی نيفتيد.
فرهاد شمس - جبهه نجات
JEBHEIE NEJAT Farhad Shams