587/05.01.2004
فاجعه ای ديگر
پس لرزه
زلزله هولنک 22 بهمن 1357، شهر بم و حومه آنرا ويران کرد.
فاجعه ای
که در پی آن، کفتاران مرده خوار و لاشخوران حاکميت، بر اجساد و قربانيان اين
حادثه، به دوباره مردم فريبی مشغولند.
همه
ملتهای دنيا، در سوگ مردم ايران داغدار سهيم شده و کمکهای خود را به ايران ارسال
داشته، که اکثريت اين کمکها بعد از رسيدن به ايران، ملا خور شده و به غارت رفته و
يا در انبارهای دولتی پنهان و ذخيره گشته و درصد ديگری از آن، به دليل بی امنيتی
موجود در حکومت اسلامی، توسط چپاولگران و دزدانی که وجود آنان نشانه بی کفايتی و
بی تفاوتی حکومت و فقر و فساد اجتماعی حاکم بر ايران ميباشد، غارت گرديده و در
بازارهای ديگر شهرها به فروش ميرسند و تنها بخش اندکی به فاجعه زدگان رسيد.
چند نمونه
از غارتها و سوءاستفاده های چپاولگران حکومتی، که گويی آرزوی چنين فاجعه ای را،
ميداشتند، به شرح زير است:
-
ممنوعيت
اهدای امکانات آذوقه ای و پوشاکی و مالی، بطور مستقيم از سوی مردم و امدادگران
خارجی و اجبار در تحويل اين کمکها به دولت
-
سوء استفاده
های سياسی تبليغاتی، از جمله عدم قبول کمک از اسرائيل و همچنين هيئت آمريکايی؛ اين
حکومت فراموش کرده که اين فاجعه بر سر مردم آمده و هيچکس حق ندارد، کمکهای مردمی
ديگران را رد کند و اين کمکها، به حکومت ايران نبوده بلکه به مردم داغدار.
-
مبلغی بيش از
400 ميليون دلار، از سوی کشورهای خليج، به اين فاجعه تعلق داده شد، که قبل از
دريافت آن، خامنه ای قول بيش از نيمی از آنرا به سپاه پاسداران داده است(آيا زلزله
در سپاه پاسداران آمده و يا اين باجی ديگر است برای حمايت از رژيم)
-
ترميم بنای
تاريخی چند هزاره ارگ بم، در دست حاکمان منطقه بم( خانواده رفسنجانی) قرار گرفت،
تا مخفيانه به غارت آثار تاريخی، که در اثر تخريب ارگ بم، موقعيت مناسبی برای غارت
آنان پيش آمده، صورت گيرد.
-
سوء استفاده
های سياسی و تبليغاتی داخلی و خارجی حکومت، از اين فاجعه، به گونه جلب ترحم
دولتهای خارجی، برای طولانی کردن عمرشان و يافتن موقعيتی مناسب برای مردم فريبی و
بازی با احساسات مردم، برای حضور در انتخابات مجلس هفتم، توسط حضور چند دقيقه ای
بعضی مسئولان( خامنه های، خاتمی، رفسنجانی) در منطقه و در بيمارستانها و يتيم خانه
ها، فقط و فقط به منظور تصوير برداری تبليغاتی و آن هم بعد از گذشت چنين روز از
اين فاجعه.
-
سوء استفاده
مالی ، توسط گدايی از مردم و دولتهای خارجی و حتی از 2 کشور فقير و جنگ زده و
تازه از ديکتاتور رهايی يافته عراق
و افغانستان
-
بسياری از
مردم ميهنمان، مبالغ هنگفتی را برای کم به زلزله زدگان داده، که ميانگين اين مبلغ
بيش از چند صد ميليون دلار بوده و ميزان مشابهی نيز، اجناس و لولزم، که هيچگونه
حساب و کتابی از ميزان اين کمکها وجود نداشته و همه آن به دست حاکمان غارت خواهد
شد.
-
زمانيکه ديگر
هيچکس اين نظام را قبول ندارد و ديناری به حکومت و به اصطلاح امامانش کمک نميکند،
آقايان آفت الله، با دروغی ديگر 3/1 سهميه امام خود را برای باقيماندگان اين فاجعه
در نظر گرفته اند ، اين بيسوادان نميدانند که 3/1 هيچ، همان هيچ است.
-
نهايتاً نه
تنها حکومت ديناری کمک نکرده، بلکه اين همه کمکهای مردمی و خارجی، موجب ثروتمندتر
شدن بيشتر آنان نيز گرديده و مردم فقيرتر ميشوند و البته ممکن است تکه نانی هم
جلوی زلزله زدگان انداخته بخت برگشته، انداخته شود.
در مدت 25
سالی که از عمر ننگين اين حکومت ميگذرد، شاهد تغييراتی در سازمانهای امدادی دوران
درخشان شاهنشاهی نيز بوديم:
سازمان
امداد شير و خورشيد، غارت شده و به هلال احمر تبديل گشت.
خامنه ای،
همچون خمينی، گريه را يکی از نعمتهای بزرگ الهی ، که عامل زنده نگه داشتن اسلام
است، توصيف ميکند ، بدينگونه مصيبت و فاجعه را که گريه آفرين است، نعمت دانسته و
شادی و نشاط را، حرام( بنابه اين انديشه، فاجعه بم، که تمامی مردم جهان را گريان
کرد، نعمتی بزرگ و الهی است)
در هر
کشوری ، به هنگام فاجعه ای همچون زلزله بم، علاوه بر حضور سريع ستادهای امدادی –
تخصصی و بنيادهای مردمی، قبل از هر کس، نيروهای ارتش( هوايی، دريايی، زمينی،
ژاندارمری و پليس) وارد عمل شده و نقش بسيار مهمی را ايفا ميکنند؛ در ايران بر خلاف ساير کشورهای دنيا، اين
نيروها ظاهراً ميبايست 2 برابر باشند، چرا که سپاه پاسداران نيز ارتشی ديگر است که
خود شامل نيروی هوايی، دريايی، زمينی و بسيج ميباشد، ولی نه تنها عملکرد، 2 برابر
نبود، بلکه شاهد پوشالی بودن نيروهای انتظامی اين حکومت نيز بوديم؛ و اينکه ارتش
دروغين 20 ميليونی اين حکومت، بجز واق واق دروغين سگهای حکومتی چيزی نيست.
فاجعه بم،
پس لرزه ای از زلزله ويرانگر 1357 بود، که در اين مدت 25 سال، جان بيش از يک
ميليون ايرانی را بلعيره است.
عبدالرضا
حيدری
JEBHEIE NEJAT
Dr. Heidari