ترجمه چند سطری از کتاب " جنگ منطق و فلسفه
زندگی" ، نوشته دکتر عبدالرضا حيدری
.....
مقايسه بين مخلوق و خالق( انسان و آفريدگار)، مقايسه بين محدود و بی نهايت است، و
مخلوق (انسان) بايد با قدرت خرد و انديشه خود، به سوی شناخت بی نهايت، گام بردارد
و برای اين شناخت و کشف بی نهايت، نيازی به
ارتباط از سوی کفيل و مخلوقی ديگر نيست.....
.....
بشريّت، پای به عرصه ای ديگر از شناخت و خرد نهاده و اين انديشه نوين، راهگشای
انسانها، برای شناخت فردی هر شخص از جهان جديد ميباشد.
..... با
تميزی خرد و انديشه، از غبار پوچی و نادانی، ميتوانيم پر افتخار، در اين جهان نو و
زندگی نوين، گام گذاريم.
آنانی که
فکر ميکنند که همه چيز را ميدانند، مغرورانی هستند که در نادانی مطلق به سر ميبرند
و انک اندک و به کمک چاپلوسان دور گود، در دام تخيّل پوچ خود افتاده و به باور،
دروغ خود عالم بينی ميرسند.......
......
زمان شکستن سوگند سکوت و بيداری از عمق مستی و غفلت مذهبی فرارسيده؛ از خود شروع کنيم و ديگران را نيز ياری
دهيم و نشانگر حياتی بدون قيم و ارباب باشيم.
.....
بايد از بديها و خرافات بپرهيزيم، نه بدليل ترس از ديگران و يا ترس از پاسخگويی،
بلکه واقف بر اينکه بدی، زجر ميافريند و نيک انديشی و نيکوکاری، فخر و عشق ......
بعضي ها
سعی در خوب بودن دارند، به آرزوی بهشت و يا ترس از دوزخ!!!! ؛ آرزو دارم که بعد از مرگم، بتوانم آب و
آتش با خود برده، تا جهنم را خاموش و بهشت را به آتش کشم، چراکه آنزمان ممکن است،
خوبی و نيکوکاری ، از ترس دوزخ و يا آرزوی بهشت نبوده، بلکه آنرا فرمان شعور و
درايت و نياز و دليل انسانيّت خود بدانيم......
Abdolreza
Heidari